جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

1560

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

جمله سودجويى مطلق ، تلاش براى نفع شخصى ، مردم را وسيله جنگ دانستن ، ملت را مايه قدرت و ثروت براى صاحبان نفوذ و مال شمردن بدانيم ، در اين صورت روشن مىشود كه معاويه هيچ ارتباطى با اسلام نداشت ، كه شرح آن در اين كتاب خواهد آمد . از سوى ديگر ، اگر اسلام را آيينى بدانيم كه با اوامر و نواهى خود مىكوشد تا اخلاق فردى ومنش انسانها را مستقيماً اصلاح كند و بر آن است كه دل مردم را به خدا نزديك سازد و كافران را از آتش جهنم به هراس افكند و مؤمنان را به بهشت نويد دهد در اين صورت نيز به اين نتيجه دست خواهيم يافت كه معاويه هيچ تعلقى به اسلام نداشته است . سلوك شخصى خود او نيز بر اين مطلب گواهى مىدهد . او حرير مىپوشيد و در ظرفهاى طلا و نقره غذا مىخورد . تا اينكه ابودرداء به او اعتراض كرد و گفت من از رسول خدا ( ص ) شنيدم كه مىفرمود : « كسى كه در ظرفهاى طلا و نقره غذا بخورد يا آب بنوشد در روز قيامت ، آتش جهنم در درونش لهيب مىزند . » معاويه با بىپروايى گفت : « اما من در اين كار عيبى نمىبينم ! » اگر ما تقيّد مسلمانان صدر اسلام را در انجام فرايض دينى و شهادت در راه اين دين و دورى از منهيّات الهى و ترس از انجام گناه و احترام عظيمى را كه نسبت به اوامر و نواهى و دستورات پيامبر اسلام ( ص ) قائل بودند در نظر بگيريم ، سپس لااباليگرى معاويه را در برابر اعتراض بر اعمال ناشايسته او كه مخالف فرمان پيغمبر ( ص ) و موجب شعله‌ور گشتن آتش در درون اوست بنگريم و نيز به مخالفت علنى وى نسبت به اراده پيامبر گرامى و ابطال عملى آن توجّه كنيم ، در مىيابيم كه معاويه از شمار مسلمانانى نبود كه داراى اعتقاد درونى